یه روز گرم تابستونی من و برادرم حسین تصمیم گرفتیم بریم رودخونه ای که از وسط شهر نور میگزره .

شب رو در شهر رویان خوابیدیم و ساعت ۴ صبح رفتیم لب دریا تا ببینیم  دم صبح لب دریا  ماهی میزنه یا نه

تا ۶ صبح که هوا روشن شده بود چند نفری هم اضافه شدن اما از ماهی خبری نبود

تصمیم گرفتیم بریم رودخونه

تا ساعت ۸ هیچ نشونه ای از ماهی نبود تا اینکه شناور من شروع به حرکت کرد و یه  کپور ۲۰۰ گرمی زد که اتفاقا کوچکترین ماهی صید شده بود.

بعد از ۵ دقیقه یه کپور فکر کنم ۱ کیلوی طعمع رو  گرفت که به سرعت زیر علفها رفت و قلاب از دهنش در اومد اونجا

دیگه حواسمو جمع کردم که اون سمتی نرن اما همین که قلاب رو حس میکردن به سرعت به سمت علفهای رودخونه میرفتم و کار رو سخت میکردن.

من تا ساعت ۱۱  چهار قطعه ماهی و حسین ۲ تا بعد من گرفت.

ماهیهای سالم آزاد شدن .

هدف برنامه بنده در این ماهیگیری گرفتن کپور بود ولی در کل در این رودخانه ماهی هایی همچون سفید کفال و اردک و احتمالا اسبله وجود  دارد که میتوان برای هر کدم برنامه جداگاه ای داشت.

 

طعمه در این  برنامه نان لواش  و با ریسه  ۳ قلابه نمره ۸ کپوری و شناور آزاد..

و این  هم تجربه ای بود از ماهیگیری در رودخانه ای به سمت دریا در شهر نور..